پيامك انتحــــــــــــاري براي دورئيس

درروزنامه ي خراسان جنوبي سه شنبه 24/12/89 دريك پيامك انتحاري درستون حرف مردم  پيامكي چاپ شده بود كه دران نوشته شده بود از اداره راه وترابري-منابع طبيعي-اداره ي برق شهرستان بشرويه تشكر ميشود.

به نظرشما وقتي مي خواهندازيك نفريااداره يانهادي تشكركنند نبايدعلت اين لطف وارادت راذكركنند.اين گونه تشكرهابيشتربه لطيفه وكوچك فرض كردن مردم شبيه است.

اداره ي راه كه اززماني كه رياست بااقتدارخودش جناب حاجي برمك راازدست داد صلابت وافتخارش هم رفت از ان روزبه بعدديگرازآن فعاليتهاي پرشوروتك تازي خدمت خبري نيست البته حاجي مي دانست اين بنده ي خدايي كه ميخواهدجايش رابگيردمواظب كت وشلوارش است كه خاكي نشودبنابراين خودشان قبل ازبازنشستگي همه كارهاروكردندوتقريباكاري به اون صورت نماند.تشكري كه شده حتمابه خاطروضعيت بسياربدونابهنجار ورودي شهرازطرف طبس است كه واقعاآدم به اونجاكه ميرسدسردرگم ميشود شايدهم به امان خداول كردن راه طبس ازخداآفريداست كه اينجوري كه باخبريم اصلا سري هم زده نميشودوآن شركت هم به دل جمع داردكارميكندحتي يكي ازاهالي ميگفت برسرلجبازي باماراه خداخوب شده ي روستاراهم خراب كرده و به اصطلاح گدارسرندرابه طوربدي رهاكرده است كه خداانشاله به كمرش بزندكه برسرلجبازي باآن روستايي هاي بيچاره رفت وآمدرابرآنهاسخت كرده است.خداخودش ميداندباهاش چه كند.

رئيس اداره ي برق هم كه محبوب ترين رئيس اداره درميان مردم نيست كه هيچ كه براي آخرتش هم ازالان دارد نفرين اندوخته ميكند.آخه كسي نيست به اين اقاي جو گير وعقده اي بگويد برق كه مال بابات كه نيست كه روشنايي ان رادرشهرازمردم دريغ كرده اي.خداييش هيچكدوم ازمابه اندازه ي يك تذكرنميتوانيم بهش بگوييم چون خوش خدمتي ميكندبه اربابانش آنها هم برايش دارند ولي غافل است كه دعاي يك پيرزن يايك دخترياپيرمردوحتي يك جوان كه درروشنايي بدون ترس ازكوچه هايامعابر ميگذردميتواندتوشه واندوخته اي بزرگ براي آخرتش باشد.ولي هرنفسي كه شبهاازترس مزاحمتهاي نواميس ازدل عابران بيرون مي ايدحق الناسي است كه به گردن كلفت اين رئيس خوش خدمت مي افتدولي خيلي نبايدبه صندلي وخوش خدمتي اش بنازدچراكه اه دردكشيده خيلي زودگريبانش راخواهدگرفت.

منابع طبيعي ازاين قاعده استثنا است .خداوكيلي آنچه كه من ميدانم كوتاهي نبوده هر چند که بنده سروکاری با این اداره ندارم ولی تابه حال گله ای در این مورد نشنیده ام  كه اين خود دلايلي دارد:1-رياست ان نه عقده اي است ونه تازه كار وهميشه جانب مردم رادارد وبخشنامه ودستوري كه بخواهدباعث رنجش مردم باشدبراي اين مرداجرايي نيست.تجربه اي هم كه دارد باعث شده انچه به مصالح جمعي شهري است رابه كارگيردوفكركنم خيلي هم نگران صندلي وپست ومقامش هم نست بنابراين اول مردم.

حال بايدديداين پيامك انتحاري كه به طرزمشكوك ونابخردانه اي ارسال شده است چرابه اين تابلويي درج شده.چه خوب بوداين بنده خدا علت تشكرش راهم مينوشت كه هم ما از خدمات اين ادارات اگاه ميشديم وماهم مديون نمي مانديم ومقابل به مثل ميكرديم ومانيزتشكرميكرديم.خداياشكرت هنوزهم بعضيهاكه خودشان رابه نفهمي ميزنند فكرميكنندمامردم هم نمي فهميم.كاش وهزاركاش اين بنده خداعلت راهم مي نوشت ولي دستش دردنكندواسه جنددقيقه هم كه بودواسه ي اين فكاهي خنده اي كرديم.

خدمتی بزرگ در بیمارستان شفا شهرستان

3 عمل جراحي پس از فراهم شدن شرايط و تجهيز 2 اتاق عمل در بيمارستان شفاشهرستان انجام شد وبنابه گفته ی مسئولین بیمارستان حال بيماران خوب است.

ضمنا قراراست يک پزشک جراح عمومي نيز هفته اي دو روز  براي انجام عمل جراحي به بشرويه مراجعه نماید ونیزمسرت بخش ترین خبرپزشکی مربوط به بانوان اینکه قراراست یک جراح زنان بعد از تعطيلات نوروز دربیمارستان شروع به کار کند.

 اینست نتیجه ی تلاش وپیگیری.ازتمامی کسانی که درانجام این مهم تلاش کرده اندممنون وسپاسگزاریم وموفقیت ایشان راازخداوندمتعال خواستاریم.

باکمی تامل میتوان فهمیدکه بازهم این تلاش مسئولین بومی شهرستان بوده است که اینچنین به نتیجه رسیده است.وگرنه کدام مسئول غیربومی به خودش زحمت می دهدتا این گونه مشکلات رابه جان بخردتاکاری برای شهرانجام شود.
آقایان وقتی اگر شاید مصوبه ای برای شهرازبالا به صورت اداری واستحقاقی انجام گیرد زودبه خودشان ربط میدهندودربیلان کاریشان قرارمیدهندغافل ازاینکه ماتفاوت آنچه راکه مصوبه است وآنچه که به زحمت وتلاش ودویدن به بشرویه میرسدراخوب میدانیم. 

کاش دولت عدالت محورومردمی ومحبوب مردم شهرستان بشرویه که درانتخابات سنگ تمام گذاشتند لطفی می کردوتمام مسئولین ادارات ونهادها ودفاترو...رابومی انتخاب کندتااین عرق ملی محلی بتواندبه دنبال احقاق حقوق شهروندان بشرویه ای باشد.زیادداریم افراد بسیجی ولایی باایمان وبااخلاص ومتعهد وفداکار وپرتلاش درمیان تحصیلکرده ها وهمشهریانمان که میتوانندبه مردم خدمت کنندنه آن که برای قدرت ونشستن روی اریکه وصحبت و...باشند.

به امیداینکه ازاین نیروهای مخلص بومی که زیادنددربین ما درتمامی پستهای مدیریتی و...استفاده شودتادیگرشاهد چنددستگی ونفاق واختلاف نباشیم.(باتمام ارادت به تمامی مسئولین پرتلاش وخادم شهر)

توجه    توجه   توجه

با سلام خدمت شما عزیزان لطفا به نکات زیر دقت فرمایید:

۱-برای چندمین بار مدیریت این وبلاگ بی طرفی  وعدم وابستگی حزبی قومی وقبیله ای خودرا اعلام میکند.

۲-ثبت نظرات خوانندگان به منزله ی تایید یا عدم آن نیست وفقط برای احترام به خوانندگان این نظرات ثبت می شود البته تا جایی که ازچارچوب ادب واحترام وموقعیت اجتماعی به فرد خارج نشود.

۳-بعضی عزیزان به جای کمک وارائه نظربغضی مطالبی را ارسال می کنندکه وافعا جای تاسف دارد.مااینجا برای محکوم کردن نیامده ایم فقط برای تلنگر هستیم.پس لطفا ازالفاظ مناسب ونیز دادن راهکار استفاده کنید.

۴-فراموش نکنیم که مابشرویه ای هستیم واگرخداوندعمری بدهد همه ی ما اینجادربشرویه ی عزیز هستیم وبعدموت نیزهمین جابه خاکیم.بنابراین این وبلاگ برای پیشرفت وآبادانی ومنافع شهرتلاش می کند نه منافع شخصی بعضی افراد.پس دلخوری وناراحتی نبایدازمطالب بوجودآید.

۵-احترام وادب وتواضع مدیریت وبلاگ ابتدا به تمام همشهریان عزیز ونیزبه مسئولین ابلاغ می شود.بنابراین هیچ گونه خصومت ویا آنچه درذهن بعضی کج اندیشان است درهدف این وبلاگ نیست.این وبلاگ دست تمامی انانکه باخلوص نیت وبرای رضای خداورفاه شهروندان می کوشد را میبوسد.

 به امیدسربلندی وسرافرازی و پیشرفت ویکدلی بشرویه ی عزیز

حتماشماهم یادتان هست...

یادم هست دهه ی هفتادچه جنب وجوشی درزمینه ی ورزش قهرمانی درشهربود.علی الخصوص فوتبال.لیگ فوتبال باچه شوق وذوقی روزهای جمعه برگزارمی شدکه به حق می توان گفت که حساسیت آن ازبازیهای الان لیگ برتر برای ما کمترنبود.پاس-استقلال-پیام-امید-پرسپولیس-تیمهای روستایی و...تیمهایی ان زمان بشرویه بودند.چه ذوق وشوقی برای روزجمعه ودیدن مسابقات وشوروهیاهوی ورزشگاه خاکی چمران داشتیم.یادش بخیر.اوقات فراغت جوانان به بهترین نحوباکمترین امکانات پرمیشد.درفضایی کاملاسالم ورقابتی نفس گیر.حتی یادم هست که اعضای تیمهاهم محله ای بودند.پاس ازمحله قلعه نو-پیام ازمحله سرپل-استقلال ازمحله ی شهرداری-امید ازخیابان حجت و...چه رقابت هاوکرکری هایی که حتی به مدارس هم کشیده میشدوتمام فکروذهن بچه هاوجوانان همین ورزش واین چنین برنامه هایی بود.
معلوم نیست درحال حاظربااین همه امکانات ووسایل چرادیگرمانندآن زمانها چنین برنامه هایی به صورت مدون وجودندارد.هرچنددرماه مبارک رمضان فوتسال ووالیبال با شوروحال خوبی برگزارمیشودولی مقطعی بودن آن مشکل بزرگی است.
کاش به جای سیاست بازی هاوکشاندن جوانان به متینگ های سیاسی وحزبی وشستشودادن مغزی و کشیده شدن به برنامه های تفریحی ناسالم که هم اکنوم باآن مواجه هستیم مسئولین ورزش شهر به فکراحیای لیگ فوتبال چمن شهرستان باشندتاحداقل جمعه ها جوانان به ورزشگاهها بیایندوازاین طریق تخلیه هیجانی شوند.
هرچندآنهایی که می خواهندورزشی کنندالان هم بصورتتمرینی وفراغتی ورزش میکنندولی بایدچاره ای برای آن افرادی کردکه به تفریحات ناسالم دیگرمیروند.

انشاله مسئول محترم وسخت کوش تربیت بدنی شهرستان باطراحی چنین برنامه هایی بتواند دوباره شوروهیجان را به شهر برگرداند.

مگرما ایرانی مسلمان نیستیم که...

روز پنج شنبه12اسفندماه جلسه اي به مناسبت روزامورتربيتي درسالن شهيدمفتح برگزارشده كه حواشي بسياري به دنبال داشته است.

دريكي ازبرنامه هاي اين جلسه يكي ازهنرمندان جوان شهرمان باتوجه به دعوت قبلي مسئولين برگزاركننده به اجراي برنامه آوازوسرودخواني بامجوزكرده است .كه درميان برنامه روحانيون حاظر درجلسه(شيخ آ) و(ش) شروع به ايرادگيري ازاجراي اين برنامه داشته ودرميان اجراي اين هنرمندجوان باتمام اجازه اي كه براي خودشان قائل مي شوندشروع به صحبت وخواستارعدم اجرامي شوند.وقتي بامقاومت مسئولين اجرايي برنامه مواجه ميشوندهردوعزيز(آ)و(ش)جلسه راترك مي كنند.وبعدازآن مسئول برگزاري ازعدم دقت اين عزيزان گله كرده وگفته كه اين چنين برنامه هايي دررسانه پخش ميشودوحتماآقايان تلويزيون نديده اند.

خيلي جالب است مثل اينكه اين بحث همانندگله ي رئيس دفتررئيس جمهوري سرورگرامي جناب آقاي مشايي از برخي كساني كه باموسيقي مخالفندوآنان راغيرمتخصص دراين امرميدانند اكنون چنين موردي درشهرمانيزمورداختلاف شده است.
معلوم نيست كساني كه درمنبرودرجلسات ازدولت محترم دفاع ميكنندچرابه اين گونه برنامه هاكه بامجوزوزارت ونيزتاكيدرياست محترم دفتررياست جمهوري اجرامي شودمخالفت ميكنند.بهتراست وقتي فردي راقبول داريم ودرهمه جاازتاييدوي مي گوييم ديگرنبايدايرادبه اموروي بگيريم.(اگرخوب است ديگرامايي نبايدداشته باشد)

قابل توجه سروران گرامي كه اينگونه برخوردكرده اند:

 ماكه دراين شهرزندگي مي كنيم نيزهمانندمردم تهران-مشهد-اصفهان و...آدميم.(فكرنكنيداگردرمواجه بابعضي كارهايتان خاموشيم نميفهميم خوب هم ميفهميم. ولي ازمولايمان علي(ع)آموخته ايم كه بنابه ضرورت وبراي آرامش انقلاب وخادمان مردم خاموش باشيم)اگراين گونه برنامه هامجازاست وقانوني پس چراماازان استفاده نكنيم.مردم افسردگي گرفته اند.بگذاريدمردم اين شهرهم شادباشندشادشاد.مانندديگرمردم مسلمان شهراي ايران اسلامي عزيز.چرامابايدكاسه ي داغ ترازآش باشيم.شماكه بايدبهتربدانيدكه سفارش شده به عدم تفريط وافراط درمسائل شرعي وديني.

جوانان مابه خاطربعضی كج انديشي هاباطرق مختلف بايداوقات فراغت راسپري كنند.كه انهم ميدانيدچگونه اين اوقات به  بطالت ميگذرد.

سروران گرامي مامردم اين شهرمسلمان ومومن وباحيا بوده ايم هستيم وخواهيم بود. وهميشه اعتدال رابرنامه ي خودداشته ايم. ماخواهان احقاق حقوق شهروندي خودهستيم.وميخواهيم براساس قانون اساسي وشرع اسلامي اززندگي خودلذت ببريم همانطوركه ديگربرادران مسلمانمان درشهرهاي ديگربهرمندمي شوند.پس انتظارهست كه درمواجه بااين حق مسلم مامردم تجديدنظرنمایید.

انشاله كه بتوانيم آنچه درظاهرنمايان هستيم درباطن هم همانگونه باشيم.خدانكند روزي ظاهروباطن-حرف وعمل-نيت وانجام-  يكي نباشدو دوگانگي آن برملاشود.كه آن موقع ديگرآبي خواهدبودكه برجوي رفته وديگربرنمي گردد.خداكند.

آنچه گفته شد درد دلي است كه بايدگفته مي شد هرچندكه شايدبراي عده اي ناخوشايندباشدولي حرف حقي است كه بايدگفته شود.

عزا عزا ی بشرویه است امروز  

وبالاخره کاری که نباید میشد شد.

خوب سرمان راگرم کردند وچه خوب نیروهایشان رادرداخل شهرکه دارایی رابرشرف شهروندی ارجحیت میدهندپیداکرده وآخرسرحق قانونی وشرعی وبشرویه راغضب کردند.
 سه راهی بشرویه ازدست رفت.
چه مصیبتی که مهمترین نقطه ی استرتژیک منطقه که راههای موصلاتی و ترانزیتی مهم است ازدست بشرویه قاپیدندوآقایان مسئول فقط چسبیده به میزشان هستندوفکرمی کنندباسریشم وچسب هزارقلوبه این میز چسب شده اند.غافل از اینکه همه مامیدانیم کوتاهی وقصورازکجاست.

همان مسئولی که به جای اینکه باجدیت وتلاش وبدون تعارف به دنبال گرفتن حق باشد خودرامامورومعذورمی داندومیگویدبه من گفته شده دخالت یاپیگیری نکنم.این جاست که نبودیک مسئول بومی که عرق ملی وشهروندی داشته باشدبه چشم میخورد
.

شنیده های ماحاکی ازاین است که درجلسه ای که به همین منظوردرشورای اسلامی شهرباحضورمعتمدین وامام جمعه ی محترم وشورای محترم اسلامی شهر  وفرمانداربرگزارشده به رغم ارائه ی بیلان کاری واموری که ازطرف شوراوشهرداری وتمام مکاتبات این نهادتاتهران دراین مورد برای حضاراعلام شده بود متاسفانه آنکسی که مسئول این گونه تقسیمات است بافرافکنی وعوض کردن بحث میخواسته کلاه کلاه کندولی نمیداندکه اینجا  ن نیست ومردم خیلی میفهمندولی چه کنندکه دستشان کوتاه است.
هرچندکه چندنفرازمعتمدین به نحوی مدیریت واموراجرایی وی ایرادگرفته اندولی این منسب وصندلی لامذهب وجدان برای آدم نمیگذارد.به خدااین گونه بی تفاوتی جنبه ی حق الناس داردوایشان بایدجواب ابن ناحقی رابدهد.حال اگرتلاش وزحمتی میشدبه هرحال میتوان حقی برای این آقا قائل شدولی متاسفانه...
هرچندکه قراراست هیاتی برای اعتراض به این تصمیم نادرست واردکارشوندولی دیرشده است وکارتمام است.باید گلی کردوبرپیشانی مسئول محترم زد.
چه افتخاری ازاین بهترکه هنوزچندصباحی ازآمدن ایشان نمیگذردکه چنین مصیبتی به بشرویه وارد میکنند.حق ماهمین است تاماباشیم که زبانزدتفرقه بین خودازطرف مسئولین استانی وکشوری باشیم داستان همین است.
بایدیکی شویم وبه این کسانی که برای گذران ماموریت خویش می آینددل نبندیم زیراکه خدمتی ازاینان درکارنیست.بیاییدیکی شویم لطفا.
روزسیاه بشرویه روزی که پاره ای ازوجودخویش را به ناحق ازاوگرفتندو کسی صدایش درنیامدکه چرا؟؟؟

خدمتی دیگرازخادمی بومی

باسمه تعالي  شهرداري بشرويه به رتبه ي 6 ارتقا يافت  با پيگيري هاي صورت گرفته و اعمال مديريت شهري در شهرداري پس از 30 سال شهرداري بشرويه به رتبه ي 6 ارتقاء يافت ارتقاء رتبه كمك بزرگي در زمينه ي جذب اعتبارات و چارت  شهرداري خواهد نمود از پيگيري هاي  مجدانه ي جناب آقاي مهندس سليمي شهردار محترم  قدرداني مي شود.                    شوراي اسلامي شهر بشرويه                                                                      منبع سایتhttp://www.1shahr.c                                                       آب دركوزه وماتشنه لبان مي گشتيم ياردرخانه وماگردجهان می گردیم                 خداوندراشاكريم كه مارالايق وشايسته ي بهره مندي ازچنين انسانهي متفكروانديشمندوپرتلاش وخستگي ناپذيردانسته وبعدازسالها گمشده ي خدمت به خويش راكه ديگران ازآن بهره ميگرفتندبه دست آورديم.كم خدمتي نيست چنين ارتقايي.انشاله همگي خدمات وزحمات تمام خدمتگزاران به اين شهر را ارج نهاده وباتوجه به من لم يشكرالمخلوق لم يشكرالخالق سپاسگزارتمامي اين عزيزان باشيم.مديريت بشرويه سان سيتي شهرآفتاب ازجناب آقاي سليمي تشكر ويژه نموده وازخداوندمتعال طول عمرباعزت وافتخارخدمت رابرايشان خواهان است. 
بياييد وجدان خودراقاضي كنيم وبه دسيسه هاي بعضي افرادطردشده كه حنايشان ديگربراي مردم رنگي ندارد توجه نكنيم وخودبا شعورومعرفتي كه داريم قدردان تمام زحمات باشيم.حال هرکه می خواهدباشد.همشهری یا غریبه.هرکسی که خدمت کند

 

ازحوزه ی استحفاظی شهرستان چه خبر؟

باتوجه به درخواستهاي مكررمردم ومسئولين براي مشخص شدن حوزه ي استحفاظي شهرستان بشرويه پس ازانتزاع وارتقا
متاسفانه هنوزهيچگونه عملي انجام نگرفته است.وشايديكي ازدلايلش عدم هماهنگي ما باشد.ولي انتظارهست تاحداقل فرمانداري محترم كه متولي اين كاراست مصرانه پيگير مساله باشندتاخدايي نكرده حقي ازبشرويه دراين موردضايع نشود.
اگرهم كاري صورت گرفته است به هرطريق ممكن حداقل بانصب اگهي درتابلومساجدوادارات نسبت به تشريح كارهابپردازندتامردم بدانندچي شده است فكركنم اين حق راداشته باشندتابدانند.
ولي خداكنه آنهايي كه سالهابا فردوسيهاهم كاسه ويارگرمابه وگلستان بودندوديديم كه درگذشته چطورموتورهاي كشاورزي راشراكتابامجوزآنهابه كارزدندانشاله كه اين بار به شهروحق قانوني مردم فكركنندو...(استغفرا..)فقط دررسيدن به آنچه حق ماست كوشاباشند.وسنگ اندازي هم نكنند.
تاكي ميخواهيم به بيگانه پرستي ادامه بدهيم.روسياهي ديگ مي ماندكه آنهم براي همين افرادي است كه باشستشوهاي مغزي که میشوند  خودوهمشهري وشهرخودشون روفراموش ميكنند.ازقبيل اين افرادخواهندآمدوخواهندرفت ولي سعي كنيم حداقل ماعاقبت به خيرشويم.
پس همه باهم به دنبال احقاق حق شهرمان درتقسيمات استاني كوشاباشيم.  

مسجـــــد جامع شهر ویک گلایه

یکی ازخوانندگان وهمراهان بامعرفت وبلاگ درد دلی راارسال کرده که بهتراست شماهم بشنوید:

نمیدونم جه رسمیه که واسه روضه گرفتن و هیئت برپا کردن که خیلی ها مصممند اما مسجد جامع شهرمون متاسفانه داره در امر صرفه جویی در مصرف نیرو و سوخت بیشترین همیت رو به خرج میده.به خدا که این وضعیت سیستم گرمایشی وسرمایشی در شان مسجد جامع یه شهر و نمازگزاران اون نیست.

کاش حداقل یه خورده از شهرای دیگه یادبگیریم که چه توجه وهزینه ای رو دارن صرف مسائل رفاهی نمازگزاران ومساجدشون میکنند.

واقعاچرابایدچنین باشد.گاهی وقتهامسئولین ماکاسه ی داغ ترازآش می شوند.همین بحث سوخت.بعضی مدارس سرد-مساجدسرد-اماکن عمومی نبایداینقدر خشک باشند.چون عموم مردم ازاین مکانهاسهمی دارندولی مسئولین این مراکزبرای چه معلوم نیست به فکرصندلی وجایگاهشون هستند البته شاید.شایدهم واقعاکاری ازدستشون برنمیاد.درمجموع مدیریت کردن اماکن عمومی نیازبه تفکرات ویژه دارد.انشاله به هروسیله ی ممکن به گوش هیئت امناوخادمان پرتلاش مسجدجامع رسانده شود.

مستقل مستقل.به دور از هیاهوهای سیاسی. فقط به خاطر تو

قابل توجه خوانندگان گرامی:

 نویسنده این وبلاگ هیچ گونه وابستگی سیاسی وحزب وقبیله ای ندارد.
ولی عشق به شهروپیشرفت آن واطلاع رسانی بعضی امورمخملی موجوددرشهر راوظیفه ی خودمیداند.

پس استدعا می شود انگ وابستگی ویاخوش خدمتی به این وبلاگ زده نشود.

هر آنچه میخوانیدواقعیتهایی است که درشهرانجام میشود.با نظردادن وپیشنهادهای سازنده ی خود باعث تقویت این وبلاگ که به روزاست شوید.
ضمنا خواندن این وبلاگ رابه دوستان وآشنایان نیزتوصیه کنید.مجددا تاکیدمیشودهیچ گونه وابستگی درکارمانیست.
شماهم میتوانیداخباروگلایه های خودو شهروندان رابرایمان به وسیله ی ارائه نظر ارسال فرماییدتا از آن استفاده شود.ممنون 

این چه غریبی وبی کسی است خدایا...

همه ي ماسنگ شيعه ي اثني عشري به سينه ميزنيم ودرهمه جادادازامامان خودمي زنيم.
به هنگام مشكل وگرفتاري كه دست ازسراين بزرگواران برنمي داريم وبه خداوجد ومادرشون قسمشون مي ديم تاكارمون وراه بندازند.
ريئس تمام ادارات وروابط عمومي هاهم كه هميشه تذكربه استعانت ازاين بزرگوارن ميكنند.
وحالا جالب است بدانيدكه پارچه ي تبريك ولادت وتسليت شهادت امامان را جوري مينويسند كه بشودبراي همه امامان استفاده كنند.(مثلاشهادت اخترتابناك تسليت باد. يا ولادت امام معصوم مبارك .يا ميلادنورمبارك)
واقعاخجالت دارد .آخه كسي نيست به اين آقايان به ظاهرمؤمن بگويدما14 معصوم كه بيشترنداريم.هركدام يك سالروز تولدويك سالروزشهادت دارند.28=14+14 هرپارچه اي هم 5000تومان هزينه ي نوشتنش جمعا مي شود 140000 تومان.(تازه ولادت سه بزرگوار وشهادت سه معصوم كه باهم است. )
تهيه اين پارچه هاكه براي يك سال نيست اگردرست نصب وجمع ونگهداري شودسالها مي توان ازآن استفاده كرد. اين همه خرج واضافه كاريهاوماموريت رفتن ها وسور وگردش ومهماني دادن و...چه هزينه هاي سرسام آوري دارد ديده نمي شود وبراي140000تومان كه در10سال مي توان استفاده كرد ترديد مي شود.
البته اگر خشكسالي شده واوضاع عمومي مردم به كامشان خوشايندنيست همه وهمه ازناديده گرفتن چنين مواردي است.
واقعاماشيعه هستيم.وهابيون واسه اعتقادشون كم نميذارندوتبليغات مي كنند.حالامافقط حرف مي زنيم درعمل هيچ.تازه همين آقايون دركارهاي اقتصاديشون ازتبليغات كم نمي آورندوعقلشان خوب كارمي كندولي دراين مواردناقص كارمي كنندو غافلندازكليساهايي كه روز به روز برجمعيت مسلمانان آن افزوده مي شود.همين چيزهاي ساده باعث پرشدن كليساهامي شودحال چه پايتخت وچه هرجايي.
 دست همگي دردنكند.خدااين قحطي ونامهرباني مردم به همديگررا خوب نشانه اي داده ولي چشمهاباز ودلهابسته.خداعاقبت مارابخيركند

بشرویه آرمان شهری دردل تاریخ یادش بخیر

روزنامه خراسان جنوبي درتاريخ چهارشنبه4/12/89 صفحه ي 6 ويژه نامه ي درشهر  حسابي ازخجالت بشرويه درآمد.ابتداازتمامي كساني كه مايل به مطالعه ي اين صفحه راداشته باشندتقاضامي شودكه دركمال خونسردي وبي خيالي وبا فراهم آوردن امكانات اورژانسي اين مطلب رامطالعه نمايند.حتما هم مطاله کنیدحتما.
نگارنده ي اين گزارش: بشرويه ي زمان تيموررابه روايت كتاب معروف منم تيمورجهان گشاكه براي مابشرويه ايها سندافتخاري محسوب مي شود معرفي كرده است.باكمي تامل وتفكر وتعقل و...شايدبراي چندثانيه اي گيج باشيم چراكه آنچه مي خوانيم كجا وآنچه رااكنون مي بينيم كجا.خدارحمت كندگذشتگان ونياكان ما كه اينچنين تاج سري برايمان به ارث گذاشته اند وگرنه به چي ميخواستيم فخركنيم.(فضلا وانديشمندان واساتيدي كه از اين شهربرخاسته اندراكه داراي انگ فلان وفلان ميدانندوازآنهادوري ميكنند )
تيموركجاست كه يك بارديگرسفركندنه براي جهان گشايي بلكه براي سياحت وديدن تحقق انچه درآن سفرها ديده و وعده داده بود.باتمام احترام وادب وخضوع وخشوع وارادت وتواضع ...ولي متاسفانه نمي توانيم سرخودمان راكلاه بگذاريم وبايدقبول كردكه دقيقا ديده هاي جناب تيموربعضا كه چه عرض شود بلكه به وفوربرعكس و وارونه شده است.
آري وقتي مردمي بيگانه پرست شدندو روي ديدن خودي را ندارنداينچنين مي شودكه فرهنگ وآداب ورسوم دستخوش تغييرمي شود.هرچندكه وجودچنين مواردي درهمه ي شهرهابه وفورديده مي شودولي اينجا بشرويه است ودارالعلم والامان .
انتظاري هم نيست كه همچون گذشته باشد ولي مي توان به آن دوران نزديك شدبا اتحادوهمدلي وافتخاربه خودي نه خودشيريني براي غيرخودي.چراكه اوخواهدرفت ولي ماهمه زنده ومرده مان دراين شهرخواهد بود.
به اميد اينكه دوباره بتوانيم شهرمان راچنان بسازيم كه نگارنده ي روزنامه مجبوربه روايت سفرنامه 700 سال پيش نباشد بلكه بيايدوانچه كه مي بيندرا بنويسد.سخت است ونمي شود ولي اگرشود چه مي شود.