داستان شهرنشدن رقه
رقه روستايي است كه قدمت طولاني داردومردمي مهربان وبامعرفت.
درتقسيمات شهرستان واقعادرحق رقه كم لطفي شد.حال چرا؟وبه چه علت مانميدانيم.ولي حتمامحدوديتهايي بوه است كه چنين تصميمي گرفته شد.
چراكه آرزوي اين پيرروستاي بشرويه براي شهرشدن وترقي كم رنگ شد.
طرح بهسازي رقه 5سال است كه دردست ساخت بوده ولي هنوزپيشرفتي نشده است.
هرچندكه آدم ناباورنه بايدنام روستارابرايش به كارببردولي چه ميشودكردلذا بايدقدردان مردم اين روستابود.بايدطرح هادي روستاراانجام دادتاازين بافت خارج شود.هرچندكه به تازگي بولواري رادرخروجي روستاساخته اندولي كفايت نميكند.
بايدداخل روستابه هرطريق ممكن وباجذب بودجه كافي و همت خودمردم روستاچهره ي آنرا امروزي نمايان كرد.
هرچندمركزبخش ارسك خودهنوزبافت بسيارقديمي وبدون كارشناسانه اي دارد واين خداي نكرده تفكرايجادشودكه اول مركزبعدا رقه ولي شوراي روستابايدپيگيري سرسختانه اي داشته باشندوتعارف وقوم وخويشي رابابعضي ازمسئولين بخش كناربذلرندوبراي تحقق اين مهم بكوشندچراكه منتخب مردم هستندواگرنتوانستندآن روزي كه چوب تقسيم وحراج به حوزهاي شهرستان ميزدند نتوانستند خودرابعنوان بخش به مسئولين بقبولانندوتاابدافتخارروستاومردم باشند حال تكاني بخورندوگفتن چشم چشم را كه به همتايان خوددربخش به مردم منتقل كنند تاخداي نكرده مديون اهالي شريف ومومن رقه نباشند.زيرا اينان نماينده ي مردمند نه...